خبر سرطان خون کردان برایم دلتنگ کننده است. ایشان بازیگری خوب در صفحه شطرنج جمهوری اسلامی بود. جرمی که ممکن بود یک نفر را با سنگسار مواجه کند، (با بند بازی کردان) او را ارتقای رتبه داد. من از دوستان فیلم ساز خبر دارم که چه حکومتی برای خود در صدا و سیما درست کرده بود. با مدرک جعلی عالیترین موقعیت ها را برای خود ساخت و اگر مثل شهرام جزایری طمع قدرت اغفالش نمی کرد می توانست به حکومت خود ادامه دهد. ولی چه کنم که زیاد خواست و این زیاده خواهی بد کاری دستش داد. اما مگر از رو می رفت! از در بندازی بیرون از پنجره میاد تو! حالا بدون داشتن مدرک کارشناسی معتبر، توانست در دانشگاه آزاد تدریس کند... همان جایی که حتی بهش گفتند لیسانس هم از آنجا ندارد. عجب بازی هایی این روزگار دارد!
حال سوال اینجاست که چرا جامعه ما به چنین مارمولک هایی فرصت ابراز وجود می دهد؟ آیا کردانی که بخاطر باند بازی ها آبرویش رفت تنها عضو این گروه گانگستری تبهکاری است؟ من باور نمی کنم و شما نیز باور نکنید. این که چه زمانی کدام مهره ای آلت دست شود خدا می داند. بت سازی و بت پرستی شیوه ما ایرانی هاست. انسان ها را آنقدر بالا می بریم که ادعای نمایندگی از جانب خدا می کنند. آنقدر به آنها بال و پر می دهیم که از دسترس سوال هایمان هم خارج می شوند. کردان تنها نیست و تنها نخواهد بود چرا که حس فرصت طلبی ناشیانه ما ایرانی ها کردان ها خواهد ساخت.

No comments:
Post a Comment